ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

96

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

جاى به خاك سپارى على كه رحمت خدا بر او باد ( 1 ) 68 - حسين از عبد اللّه ، ما را حديث كرد كه مىگفته است پدرم كه خدايش رحمت كناد از هشام بن محمد از گفته ابو بكر بن عياش برايم حديث كرد كه مىگفته است از ابو حصين و عاصم بن بهدلة و اعمش و ديگران پرسيدم آيا كسى به شما خبر داده است كه از نماز گزاردن بر پيكر على

--> سنن و نيز مؤلفان المنتقى و شرح معانى الآثار و ابن ابى شيبه در مصنف همين‌گونه نقل كرده‌اند ، سوم آنكه عمر بن خطاب شمار تكبير بر جنازه را از پنج به چهار كاست و اين موضوع را عبد الرزاق در ص 437 ج 3 المصنف و عسكرى در ص 240 ج 1 كتاب الاوائل و ديگران نقل كرده‌اند ، چهارم آنكه بسيارى از محدثان و مورخان اهل سنت از جمله طبرى در تاريخ و طبرانى در معجم كبير و ابو نعيم در معرفة الصحابة نوشته‌اند كه حضرت مجتبى بر پيكر پدر بزرگوار خود نه تكبير گفت ، هيثمى هم در مجمع خود اين حديث را از طبرانى آورده و آن را حديث حسن دانسته است . يعقوبى در پايان شرح حال على عليه السّلام در ص 202 ج 2 چاپ دوم تاريخ يعقوبى مىگويد حسن عليه السّلام پيكر امير مؤمنان على عليه السّلام را به دست خويش شست و بر او نماز گزارد و هفت تكبير گفت و افزود كه بر هيچ كس پس از تو هفت تكبير گفته نخواهد شد . همچنين در باب ششم كتاب الاتحاف بحب الاشراف ص 73 چاپ مصر هم نظير آن آمده است ، ابو الفرج اصفهانى هم در مقاتل الطالبين مىگويد حسن بر جنازه امير مؤمنان على عليه السّلام پنج تكبير گفت ، دينورى هم در اخبار الطول همين‌گونه مىگويد . و سرانجام چون امير مؤمنان على عليه السّلام بزرگترين شركت‌كننده در جنگ بدر بوده مىبايست بر پيكرش پنج تكبير گفته شود كه به روزگار عمر هم به پيكر شركت كنندگان در جنگ بدر پنج تكبير مىگفته‌اند ، على بن طاووس هم در پايان كتاب طرائف در اين باره بحث كرده است و به حواشى ما بر حديث 1429 بخش زندگى امير مؤمنان على عليه السّلام در ص 371 ج 3 چاپ دوم تاريخ دمشق مراجعه فرماييد .